افزایش تنشها در غرب آسیا و اختلال در مسیرهای حیاتی انتقال نفت و گاز بار دیگر مسئله امنیت انرژی را در مرکز توجه دولتها قرار داده و بسیاری از کشورها اکنون بیش از گذشته به این نتیجه رسیدهاند که اتکای صرف به سوختهای فسیلی، اقتصاد آنها را در برابر بحرانهای ژئوپلیتیکی آسیبپذیر میکند؛ واقعیتی که میتواند روند گذار جهانی به انرژیهای تجدیدپذیر را شتاب بخشد.
در منطقه غرب آسیا بر سر یکی از مهمترین گلوگاههای تأمین انرژیهای فسیلی جهان اعم از نفت و گاز و مشتقات آن قرار دارد و ترامپ با قماری که با حمله به ایران انجام داده باعث اختلال در روند تأمین و عرضه انرژی در بسیاری از نقاط جهان شده که بازتاب آن ترغیب کشورها به استفاده از انرژیهای جایگزین و طیکردن سریعتر مسیر گذار به انرژیهای تجدیدپذیر با هدف افزایش امنیت انرژی خواهد بود.
اقتصادهای بزرگ جهان مانند چین نیز سال ۲۰۶۰ و هند سال ۲۰۷۰ را برای کربنزدایی کامل از اقتصادشان تعیین کردهاند. این هدفگذاری تمایل آنها به مسائل زیستمحیطی را نشان میدهد و نشانه در اولویت بودن امنیت انرژی برای آنها و عدم وابستگیشان به سایر کشورها جهان است. بهویژه آنکه طی سالهای اخیر فناوریهای لازم برای تولید و ذخیرهسازی برق خورشیدی و بادی بهشدت رشد کرده و ارزان شده است.
بهعلاوه، مشکلات یکپارچهسازی برق تولیدی متغیر تجدیدپذیرها در شبکههای برق با کمک انواع باتریها، تجهیزات الکترونیک قدرت مدرن همچنین توسعه ابزارهای هوش مصنوعی در مدیریت تولید، انتقال، توزیع و مصرف برق بهشدت تسهیل شده است.
کماهمیت جلوهدادن تجدیدپذیرها توسط آمریکا
اما آنجایی که ترامپ و همحزبیهایش سهام بسیاری از شرکتهای بزرگ نفتی آمریکا را دارند، همواره نقش انتشار گازهای گلخانهای در گرمایش زمین و تغییرات اقلیمی را انکار کردهاند و از زمان به سر کار آمدن، از هیچ کاری برای مقابله با توسعه تجدیدپذیرها کوتاهی نکردهاند؛ از حذف بسیاری از مشوقها برای توسعه نیروگاههای خورشیدی و خودروهای برقی در ایالات متحده گرفته که باعث درگیری جدی ترامپ با ایلان ماسک شد، تا خروج از تمامی پیمانهای زیستمحیطی و لغو عضویت آمریکا در نهادهایی مانند آژانس بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر و اتحادیه بینالمللی انرژی خورشیدی و حتی تغییر نام آزمایشگاه ملی انرژیهای تجدیدپذیر ایالات متحده به آزمایشگاه ملی کوههای راکی پس از نزدیک به ۵۰ سال فعالیت.
افزایش قیمت نفت با کنترل تنگه هرمز
با شروع جنگی دیگر در غرب آسیا، برهمخوردن عبور و مرور حاملهای انرژی و نهایتاً کنترل تنگه هرمز در یک اقدام تدافعی از سوی ایران، قیمت نفت و فراوردههای مرتبط بهشدت درحال بالارفتن است. از سوی دیگر، محدودیتهای زیادی برای تأمین گاز طبیعی مایع که بهعلت آلایندگی کمتر همواره بهعنوان سوخت دوران گذار به انرژیهای پاک مطرح بوده نیز ایجاد شده و دولتها در سراسر جهان را به ضرورت گذار سریعتر به انرژیهای تجدیدپذیر واداشته است.
از این میان میتوان به سخنان اخیر «فاتح بیرول»، رئیس آژانس بینالمللی انرژی، اشاره کرد: انتظار دارم یکی از پاسخها به این بحران، شتاب بخشیدن به انرژیهای تجدیدپذیر باشد؛ نهتنها به این دلیل که به کاهش انتشار گازهای گلخانهای کمک میکنند، بلکه به این دلیل که منبع انرژی داخلی هستند. علاوهبراین، رئیسجمهور کره جنوبی و وزرای اقتصادی کشورهای آسیای جنوب شرقی نیز اخیراً برای تسریع در گذار به انرژیهای تجدیدپذیر به توافق رسیدهاند و حتی مردم در برخی کشورهای اروپایی به خرید خودروهای برقی دستدوم روی آوردهاند.
البته این تحول تنها به کشورهای اروپایی و آسیای شرقی محدود نیست؛ در کشور ما ایران نیز با هدف مقابله با ناترازی برق و تنوعبخشی به سبد تولید برق نیروگاهی، برنامههای گستردهای برای توسعه نیروگاههای خورشید و بادی توسط وزارت نیرو و ساتبا با همراهی سایر زیرمجموعههای صنعت برق و دولت درحال اجراست اما با هدف قرارگرفتن تعدادی از فازهای پالایشگاهی میدان گازی پارس جنوبی که تأمینکننده بخش زیادی از شبکه گاز است و تهدیدات ترامپ برای حمله به نیروگاهها، بحث لزوم توسعه سریع تجدیدپذیرها با هدف توسعه تولید پراکنده برق و اجرای الزامات پدافند غیرعامل دوباره بر سر زبانها افتاده که این موضوع نیز باعث تسریع روند گذار به انرژیهای تجدیدپذیر در کشور خواهد شد.
سوختهای فسیلی در مقابل انرژیهای تجدیدپذیر
سوختهای فسیلی مانند زغالسنگ، نفت و گاز همچنان تا سالها بر سبد تأمین انرژی جهانی تسلط دارند. طبق گزارش آژانس بینالمللی انرژی، حدود ۸۰ درصد از تقاضای جهانی را تأمین کرده و تا سالها این روند ادامه خواهد یافت. براساس گزارشهای منتشرشده توسط اندیشکده امبر، تنشهای منطقهای در غرب آسیا گذار بهسمت انرژیهای تجدیدپذیر را تسریع خواهد کرد، بهگونهای که قیمتهای بالای سوختهای فسیلی باعث خواهد شد فناوریهای مرتبط با انرژی خورشیدی، بادی، باتریها، حملونقل و گرمایش الکتریکی حتی رقابتیتر از قبل شوند.
بنابراین بهنظر می رسد که برنامه ترامپ برای تقابل با تجدیدپذیرها با شکست مواجه شده است. البته باید در نظر داشت که در افق کوتاهمدت ممکن است کشورهای نفتی خارج از منطقه غرب آسیا، مانند روسیه و حتی خود ایالات متحده، از افزایش قیمت نفت و گاز سود ببرند اما اختلال در عرضه نفت و مشتقات آن، کشورها را متقاعد خواهد کرد که باید فکری برای تأمین امنیت انرژی خود کنند.
یکی از راهکارها روی آوردن مجدد به زغالسنگ است که در تقابل جدی با تعهدات ملی کشورها برای کاهش انتشار کربن قرار دارد و دیگری برنامهریزی برای احداث نیروگاههای هستهای که هزینه کلان و زمان طولانی میطلبد و از سوی دیگر، خطرات احتمالی تکرار فجایعی نظیر چرنوبیل یا فوکوشیما را ممکن است در پی داشته باشد.
راهکار نهایی شاید در تجدیدپذیرها نهفته باشد اما تفاوت شوک نفتی فعلی با شوک مانند شوک نفتی در دهه ۷۰ میلادی این است که امروزه فناوری انرژیهای تجدیدپذیر بالغتر و نسبت به آن سالها در بسیاری از کشورهای جهان رقابتیتر شدهاند و از سوی دیگر، بهدلیل روندهای جاری برقیسازی، امکان یکپارچهسازی بهتری با زیرساختهای رفاهی، صنعتی، ارتباطی و حتی حملونقل در بلندمدت را دارا هستند.
درمجموع بهنظر میرسد با وجود تضعیف معاهدات زیستمحیطی و کمکهای بینالمللی در حوزه مقابله با تغییر اقلیم توسط ایالات متحده طی دو سال اخیر، به نقل از رسانههای معتبری مانند فاینشنال تامیز و وال استریت ژورنال، ماجراجویی آمریکا در ایران جانی تازه به گذار انرژی خواهد بخشید.
هماکنون بسیاری از کشورها درحال تجدیدنظر در استراتژیها و برنامههای کلان انرژی برای تسریع در گذار به انرژیهای پاک هستند؛ روندی که در کشور ما نیز طی خواهد شد تا علاوه بر پاکتر شدن سبد تولید برق، کاهش وابستگی به زنجیره تأمین گاز و سوختهای مایع، امنیت انرژی کشور ارتقا یافته و اصول پدافند غیرعامل در صنعت برق کشور به نحو بهتری پیادهسازی شود.
منبع: پاون

